فصل هفدهم
عصر اسكندر آفروديسي
(نيمهٴ اول سدهٴ سوم)
الف. نظري به پژوهش علمي در نيمهٴ اول سدهٴ سوم. ب. زمينهٴ ديني. ج. فلسفهٴ هلنيستي و چيني. د. رياضيات چيني و هلنيستي. ه. نجوم هلنيستي، رومي، چيني و يهودي. و. تاريخ طبيعي هلنيستي و رومي. ز. جغرافياي رومي و چيني. ح. طب هلنيستي، رومي، هندي، چيني و يهودي. ط. تاريخنويسي هلنيستي. ي. قانون رومي و يهودي.
الف. نظري به پژوهش علمي در نيمهٴ اول سدهٴ سوم
1. اين فصل به نام اسكندر آفروديسي ناميده شده است، كه او بيشك بزرگترين متفكر علمي عصر خويش بود، ولي بايد توجه داشت تا جايي كه ميدانم اسكندر تنها در آغاز قرن به اوج درخشش و شكوفايياش رسيد. با توجه به ملاحظات گاهشناسي، درستتر خواهد بود كه نيمهٴ اول سدهٴ سوم را عصر اوريگن بناميم، چون اوريگن در 254 درگذشت. مسلماً اوريگن اگر از اسكندر برتر نبود، مرد بزرگي به همان عظمت او بود، و او در فلسفهٴ يوناني به تعمق پرداخت؛ ولي او در وهلهٴ اول يك متكلم به شمار ميرفت، حال آن كه اسكندر سنت ارسطويي را ادامه داد.
2. زمينهٴ ديني. انتقال اساسي آيين بودا، كه در فصل پانزدهم هنگام ذكر آشواگوسا از آن سخن گفتيم، ادامه يافت و تقريباً در آغاز سدهٴ سوم بسيار ترقي كرده بود. پوچگرايي ناگارجونا مؤثرترين تحول بود. از قرار معلوم ناگارجونا متفكر اصيلي با معلومات وسيع بود كه رسالههاي متعددي در طب و كيميا به او منسوب است.
در فقرهٴ ج از قديس هيپولوتوس سخن خواهم گفت، از كسي كه ردي بر بدعتهاي وارد شده در مسيحيت نوشت و بهطور كلي بر آن شد كه اين بدعتها محصول مسيحيت نيست، بلكه از فلسفه و خرافات يوناني سرچشمه ميگيرد. بزرگترين متكلم عصر، اوريگن اسكندراني صاحب ذهني دايرةالمعارفي بود، كه معلومات عميق خويش را از فلسفهٴ يوناني و كتب مقدس براي